معنی واژه ملیکا

(معنی واژه ملیکا) [معنی واژه ملیکا]

اسم دختر از م به همراه معنی نام شناسی و ریشه واژه ها دلم برایت تنگ است…! بخش سرگرمی و کرامتی فراتر از سلطنت 40 عکس اختصاصی «کافه سینما» از فریبرز سکوت شب مشاوره تعيين اسم شرکت ، راهنماي سری جدید اس ام اس عاشقانه بخش

(معنی واژه ملیکا)

»معنی واژه ملیکا…

معنی. ملیکا, در زبان اشوری یعنی ملکه. ملیکا, فرشته. ملیکا, معشوقه سیاوش جون. ملیکا, نام مادر امام زمان (عج) قبل از گرویدن به دین مبین اسلام 

 

خودم میگم ::===>سارا در زبان انگلیسی به دو شکل sara و sarah نوشته میشود، که هیچ تفاوتی در معنی آنها وجود ندارد. ولی شکل دوم در انگلیسی آمریکایی رایج تر است.

از بحث فی المعانی والمفاهیم(!) این نام عزیز نتایج ارزشمندی حاصل میشود که ذکر چکیده ای از آنها خالی از لطف نیست:
گفته میشود که اسم سارا ابتدا در زبان عبری مورد استفاده قرار گرفته ،و نام همسر حضرت ابراهیم نیز بوده. البته بعضی گویند که نام وی “ساره” بوده ولی در واقع “ساره” همان “سارا” ست که در زبان عربی به دلیل عادت اعراب به استفاده از”ة” در انتهای نامهای دخترانه اینگونه تلفظ میگشته. و در این زبان به معنای “جاری و روان” است.
در زبان فارسی سارا به معنای زلال، پاک ،بی قل و غش است. و گاه شعرا در اشعار قدیمی فارسی، برای تأکید بر خالص و ناب بودن زر از این واژه یاری می جستند.
مثلا
در زبان کردی سارا به معنی “دشت و دمن” است و به کار می رود.
سارا در زبان انگلیسی سه معنای مختلف دارد.
مترادف با واژه های Excellent به معنی بسیار خوب و Pureبه معنی پاک ،عفیف و پاکیزه، معصوم وبی گناه؛ خالص، ناب و بی غش است،(که در معنی اخیر با زبان فارسی مشترک است) و همچنین pransses به معنی پرنسس یا شاهزاده خانم.
و به نقل از P30world.com راجع به ریشه نام سارا:
شماری واژه و نام در زبانهای هنداورپایی(آریایی) همسان هستند و دارای ریشه ی آریایی. به سخن دیگر نمیتوان مشخص کرد که این وازه فرنسوی یا آلمانی یا پارسی یا کردی یا هندی یا … هست. چرا که این واژه به همان ریشه ی مشترک این زبانها بازمیگردد.
__________________

سارا یک نام دخترانه و جهانی است . ریشه ی آن عِبری است . در عبری به معنی ( شاهزاده ی من ) است . در کتب مختلف در مورد معنی این نام وحدت نظر نیست . به معنی سارا در فرهنگهای مختلف توجه کنید :

سارا. (ص ) خالص را گویند. (جهانگیری ) (رشیدی ) (غیاث ) (انجمن آرا) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ لغت نامه ). خالص و صاف . (شعوری ). خالص و ویژه . (آنندراج ). اگرچه این لفظ به این معنی شایستگی صفت دیگر چیزها را نیز دارد لیکن ترکیب آن بجز عنبر و مشک وزر بنظر نیامده است . همچو عنبرسارا، و زر سارا. (برهان ) (جهانگیری ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (غیاث ) (آنندراج )  . پاک . بی آمیغ. ناب . تمیز. بی بار.
- زر سارا ؛ زر خالص . زر بی بار :
چه حاصل زانکه دانی کیمیا را
مس خودرا نکردی زر سارا.

نام شناسی و ریشه واژه ها – معنی سارینا
اسم دخترانه فارسی است .در چند دهه اخیر رایج شده است .بیشتر به خاطر خوش آهنگ بودن این واژه آن را به عنوان نام برمی گزینند .معنی دقیق آن معلوم نیست . معمولاً آنرا پاک و خالص و بی غلّ و غش معنی می کنند .

معنی اسم هانیه

هانیه در فرهنگ لغت عربی به معنی زن خدمتکار است .
صفحه 2104 فرهنگ دو جلدی لاروس جلد دوم انتشارات امیرکبیر ترجمه دکتر طبیبیان

هانئ یعنی خدمتکار
هانئة یا هانیه مؤنث آن است.
در فرهنگ قدیم عرب خدمتکاری صفت خوبی برای زنان بوده است .البته امروزه زنان عربستانی سروری می کنند و چندین کنیز و غلام دارند .در عین حال هنوز شناسنامه ندارند . حق رأی ندارند . حق رانندگی ندارند.

ولی من نگاه دیگری به این نام دارم و آن را از هناء به معنای گوارایی می گیرم و هانیه را به معنی خدمتکار نمی گیرم . از نگاه من هانیه یعنی گوارا  و برابر نان نوشین در فارسی است.در عربی واژه ی الخادم  خدمتکار است و امروزه النادِل در رستوران پیشخدمت یا گارسون است  و هانیه اصلاً چنین کاربردی ندارد .

برخی هانیه را به نادرست حانیه می نویسند. اما نمی دانند هانیه با حانیه فرق دارد و اینها دو نام جدا از هم هستند که در فارسی یک گونه خوانده می شود ولی در عربی تلفظ حاء و  هاء فرق دارد و جالب است که عرب ها امروزه از چنین نامهایی در نامگذاری بهره نمی برند .مانند مبینا که عربی است { إنا فتحنا لکَ فَتحاً مبیناً } ولی در عربی نیست . عرب نامهایی مانند ریما به معنی آهوی سفید دارد که در برابر آن ما این نام را نداریم  و نمی شناسیم.

اما حانیه زنی است که پس از مرگ شوهرش ازدواج نکند و بر فرزند خود بماند تا او را پرورش دهد . این چیزی است که در لسان العرب بزرگ ترین فرهنگ لغت عربی آمده است . معنی حانیه در فرهنگ بزرگ لسان العرب چنین آمده است :

حَنَت المرأَة على ولدها تَحْنُو حُنُوّاً و أَحْنَت؛ الأَخیرة عن الهروی : عَطَفَت علیهم بعد زوجها فلم تتزوج بعد أَبیهم ، فهی حانِیَةٌ؛ و استعمله قَیْس بن ذَریحٍ فی الإِبل فقال: فأُقْسِمُ، ما عُمْشُ العیونِ شَوارِفٌ رَوائِمُ بَوٍّ حانیاتٌ على سَقْبِ والأُمُّ البَرَّة حانِیَة، وقد حَنَت على ولدها تَحْنُو. أَبو زید: یقال للمرأَة التی تقیم على ولدها ولا تَتَزَوَّج قد حنت علیهم تَحْنُو، فهی حانِیَة، وإِذا تزوجت بعده فلیست بحانیة؛ وقال: تُساقُ وأَطفالُ المُصِیف، كأَنَّها حَوانٍ على أَطلائهنَّ مَطافِلُ أَی كأَنَّها إِبل عَطَفت على ولدها.

اما به نظر من حانیه معنی مهربان دارد .
نوشته : عادل اشکبوس